شهرستان پاسارگاد

شهرستان پاسارگاد

شهرستان پاسارگاد

شهرستان پاسارگاد

مساحت: 1673 کیلومتر مربع

محدوده: مرکزیت سعادت شهر

بخش ها: مرکزی، پاسارگاد

دهستان ها: کمین، سرپنیران، ابولوردی و مادر سلیمان

شهرستان پاسارگاد از شهرستان های شمالی استان فارس است و از شمال به شهرستان خرم بید، از شرق به شهرستان بوانات، از جنوب شرقی و جنوب به شهرستان ارسنجان و از غرب به شهرستان های مرودشت و اقلید می رسد. این شهرستان با مرکزیت شهر سعادت شهر، دارای 1813 کیلومتر مربع گستردگی است و مرکز آن تا شهر شیراز 120 کیلومتر فاصله دارد. این شهرستان با داشتن میراث جهانی پاسارگاد، از مهم ترین مناطق گردشگری کشور به شمار می رود. در کنار این میراث جهانی، طبیعت کوهستانی و آب و هوای خنک و معتدل آن، پوشش گیاهی متنوع و مزارع کشاورزی و همچنین ییلاقی بودن آن بر جلوه های گردشگری آن افزوده است.

جهت مشاهده آب و هوای پاسارگاد و پیش بینی آب و هوا، اینجا را کلیک کنید.

جاذبه های گردشگری شهرستان پاسارگاد:

مجموعه میراث جهانی پاسارگاد

ساعت بازدید از این مجموعه ی ارزشمند جهانی به صورت زیر است:

فصل بهار و تابستان

فروش بلیط: 8:00 تا 19:00

پایان ساعت بازدید: 30: 19

فصل پاییز و زمستان

فروش بلیط: 8:00 تا 17:00

پایان ساعت بازدید: 17:30

موزه پاسارگاد

اصلی ­ترين و وسيع ­ترين محوطه­ های تاریخی مربوط به دوران حکومت هخامنشیان در منطقه ی پاسارگاد واقع شده است و نه تنها از لحاظ تنوع و کثرت آثار تاریخی دوران هخامنشی در جهان در رتبه اول قرار دارد، بلکه آثار فراوان ديگری از دوران پيش از تاريخ گرفته تا دوران اسلامی و بعد از آن را در خود جای داده است. حدود سال­هاي 1349 در جوار مجموعه تاريخي پاسارگاد پروژه طراحي و ساخت موزه‌اي وسيع با كاربري­ نمايشگاهي ـ فرهنگي از سوي وزارت فرهنگ و هنر وقت تعريف شد. وظيفه طراحي معماري اين مجموعه عظيم به یک گروه مهندسين مشاور كه بناهاي فراوان و مهمي از جمله ميدان و برج آزادي تهران، ساختمان سازمان ميراث فرهنگي كشور، دانشگاه صنعتي شريف تهران، دانشكده مديريت دانشگاه تهران و … را طراحی کرده اند، سپرده شد. مشاور مذکور در سال هاي 1356- 1355 حدود 70 شيت نقشه ارائه داد كه در سه بلوك طراحي شده و به زيبايي توانسته است تمام كاربري­ هاي يك مجموعه فرهنگي را به ظهور برساند. در اين مجموعه با زیر بنای حدود 5000 متر که فضايي فراتر از يک موزه را در خود جای می­ دهد، بخش­ هاي مختلفي شامل گالري­هاي موزه، گنجينه، بخش سمعي بصري، نمايشگاه موقت، كتابخانه، سالن كنفرانس، نگهباني، تأسيسات و پشتيباني و… پیش بینی شده است. نكته جالب توجه كه بسيار مد ­نظر معمار بوده است، مخفي نگه­ داشتن آن در زير­زمين و تظاهر متواضعانه اين مجموعه در برابر آثار پرقدمت محوطه پاسارگاد مي ­باشد، به گونه­ ای که ظاهر بيرونی آن به چشم بيننده، تنها به صورت تپه­ ای طبيعی که از چشم­ اندازهای عادی آن منطقه به حساب می­ آيد مي­ باشد. با پيروزي انقلاب اسلامي و در نتيجه تحولات پيش آمده، ساخت اين مجموعه كه بيش از نيمی از بدنه عظيم و سازه بتني آن اجرا شده بود، متوقف شد و اين بناي نيمه تمام در مجاورت محوطه ميراث جهاني پاسارگاد، تقريباً بصورت متروكه رها شد. در سال 1384 با همکاری و پیگیری بنياد پژوهشي پارسه ـ پاسارگاد و اداره ميراث فرهنگی مرودشت، اين بنای نيمه تمام که پس از گذشت حدود سه دهه از گل و لای انباشته شده بود، پاکسازی شد. همچنين پس از انجام مراحل قانوني، بررسي اين بنا جهت امكان ­سنجي استحكام ­بخشي و احياء به مشاور منتخب خاك ـ پايه سپرده شد. اين مشاور كه سوابق اجرايي بالايي از جمله حرم مطهر امام رضا (ع) و حرم امام خميني (ره) و مخازن 50 هزار مترمكعبي بتوني بزرگ عسلويه و غيره را در کارنامه خود داشته، موظف به بررسي اين سازه عظيم بجا مانده و ارائه طرح استحكام ‌بخشي آن شدند كه در سال 1384- 1385 اين طرح­ها آماده و به بنياد پژوهشي پارسه ـ پاسارگاد تحويل گرديد و از سال 1386 مجددا پروژه تکمیل موزه پاسارگاد در حال انجام می باشد که خوشبختانه تا کنون 51 درصد پیشرفت فیزیکی داشته است.

آرامگاه کوروش

کوروش بزرگ یا کوروش کبیر، که کورش هم نوشته می‌شود، بنیان‌گذار و نخستین شاه سلسله ی شاهنشاهی هخامنشی بود که به مدت سی سال، در بین سال‌های ۵۵۹ تا ۵۲۹ پیش از میلاد، بر نواحی گسترده‌ای از آسیا حکومت می‌کرد. کوروش در استوانه خود (منشور کوروش) که در بابل کشف شده، خود را اینگونه معرفی می کند:

منم «کورش»، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه توانمند، شاه بابـِل، شاه سومر و اَکـَّد، شاه چهار گوشه جهان.

پسر «کمبوجیه» (کـَ- اَم – بو – زی – یَه)، شاه بزرگ، شاه «اَنـْشان»، نـوه «کـورش» (کـورش یکم)، شاه بزرگ، شاه اَنشان، نبیره «چیش پیش» (شی – ایش – بی – ایش)، شاه بزرگ، شاه اَنشان.

آرامگاه کوروش بزرگ تنها بنای مجموعه میراث جهانی پاسارگاد است که تاریخ‌ نگاران و سياحان آن را توصیف كرده‌اند. استرابون كه همزمان با عيسي مسیح زندگي مي‌كرد، از قول يكي از سرداران همراه اسکندر، آرامگاه کوروش را چنین وصف كرده است: «… و در آن‌جا اسکندر آرامگاه کوروش را در پردیسي مشاهده کرد، به صورت برجی کم‌ ارتفاع كه زیر سایه انبوه درختان باغ شاهی پنهان بود. بخش پایین آرامگاه بزرگ و حجیم بود و در بخش بالایی اتاقی داشت با تختی از طلا و میزی که روی آن فنجان‌ها و ظروف آیینی نهاده بودند و تابوتی زرین که جسد کوروش را در خود جای داده بود …».

ساختار بنای آرامگاه شامل دو بخش اصلی سکوی پلکانی و اتاقک آرامگاه با سقف خرپشته­ای است. كل بنا، که بلندی آن حدود 11 متر است، از بلوک‌های سنگی تراش‌خورده كه بدون هیچ ملاتی و تنها با بست‌های آهنی و با استفاده از سرب به هم متصل و سرجای خود محکم گشته ساخته شده است. بخش پلکانی بنا از دو قسمت تشکیل شده، نخست سه پلة پایین که ارتفاع هر كدام یک متر است و سپس سه پلة بالا با ارتفاع حدود نيم متر. طراحی هوشمندانة آرامگاه يادآور زیگورات‌ها یا نیایشگاه‌های مطابق با پیشینة کهن در تاریخ معماری ایران و در عين حال منحصر‌به‌فرد است و ساختار کلی آن، به دليل سادگي و گيرايي در عین استحکام، نظر هر بیننده‌ای را از هر سوی دشت به خود جلب مي‌کند.

کلودیوس ریچ در سال 1821 در مورد اهميت آرامگاه و شخصيتي كه در آن آرميده چنين گفته است: «ظاهر بسیار قابل احترام این بنای سنگی بی‌درنگ موجب نوعی احساس ترس همراه با کرنش و تعظیم در من شد. آگاه شدم که تاکنون درک و شناخت درستی از آن نداشته‌ام. از این رو در حالی که غرق در تفکر بودم حدود یک ساعت روی پلکان بنا نشستم تا آن زمان که ماه بر فراز آن نورافشانی کرد و آن وقت بود که به خود گفتم که این‌جا بی‌شک باید آرامگاه بهترین، مشهورترین، محترم‌ترین و ستودنی‌ترین پادشاه مشرق زمین باشد.»

کاخ اختصاصی

یکی دیگر از بناهای شکوهمند مجموعه پاسارگاد کاخ اختصاصی است که در فاصله ی 1300 متری شمال شرق آرامگاه کوروش واقع شده است. وسعت این کاخ 3192 متر مربع است که از یک تالار مرکزی و دو ایوان شرقی و غربی تشکیل شده است. در گوشه های شمالی و جنوبی ایوان غربی کاخ دو اتاق وجود داشته که آثار کمی از آنها در مجموعه میراث جهانی پاسارگاد باقی مانده است. پلان و ساختار معماری بنا، نشان می دهد کاربری این کاخ، اقامتگاه و منزل مسکونی کوروش بزرگ بوده است. این کاخ دو ورودی اصلی دارد که در ایوانهای شرقی و غربی باز میشده و همچنین دو ورودی فرعی که در قسمت شمالی و جنوبی تالار تعبیه شده اند. نقوش برجسته درگاه های ورودی، تصویری از شاه را به همراه مستخدم (چتر دار) نشان می دهد که نقش پیکر شاه بزرگتر نشان داده شده است. لباس شاه از نوع ردای بلند چین­دار هخامنشی است و دارای دکمه های طلایی بوده که در گذشته های دور این دکمه ها از جای خود بیرون آورده شده اند. در نزدیکی درگاه شرقی و بر دیواره ایوان رو به پردیس، سکویی سنگی قرار دارد که احتمال می رود جایگاه پادشاه در هنگام تماشا و استفاده از باغ روبروی ایوان بوده است. سنگ های به کار رفته در ساخت این کاخ از سه گونه سنگ سفید مرمرنما، سنگ آهکی سیاه و سنگ ماسه ای کبود رنگ است. عناصر معماری و تزیینات بنا، ساده اما چشمگیر و سرشار از آرامش است. از ترکیب سنگهای سیاه و سفید در قسمت پایه ستون ها و کف ایوان ها یک نوآوری و سبک ویژه معماری به وجود آمده است. قسمت هایی از سنگ فرش کف کاخ در همان دوره هخامنشی مرمت شده که بصورت وصله هایی در ابعاد مختلف به چشم می خورد. در قسمت گوشه جنوبی کاخ جرزی سنگی وجود دارد که دیوارهای آجری و خشتی سازه درون حفره آن چفت می شده که به بنا استحکام بیشتری می بخشیده. بر بلندای جرز و قسمت رو به شمال آن سنگ نبشته ای به خط میخی وجود دارد که شاه خود را با سه زبان فارسی باستان، عیلامی و بابلی با جمله ی زیر معرفی می کند:

«ادم کوروش خشایثی یه هخامنشی یه»

«من کوروش شاه هخامنشی ام»

کاخ بار عام (کاخ پذیرایی کوروش)

کاخ بار عام کوروش مکانی دیگر در مجموعه میراث جهانی پاسارگاد است که در آن شاه از میهمانان و مقامات ملل مختلف که زیر چتر امپراتوری هخامنشی قرار داشتند پذیرایی می کرده و در مورد مسائل مختلف با یکدیگر بحث و گفتگو می کرده اند. “تالار بارعام نخستین مقر سازمان ملل است که در بیست و پنج قرن پیش اندیشه های والای انسانی، حقوق بشر و آزادی و برابری انسانها در آن مطرح شد و به تمامی جهان آن روز گسترش یافت.”

وسعت این کاخ 2472 متر مربع است. این کاخ شامل یک تالار گسترده مرکزی هشت ستونی با وسعت 705 متر مربع، چهار ایوان در چهار سمت کاخ با ستونهایی کوچکتر و دو اتاق می باشد. ارتفاع تالار اصلی چند متر از سقف ایوان های اطراف بالاتر بوده است. از هشت ستون این تالار تنها یک ستون پابرجاست که ارتفاع کنونی آن به 10/13 متر می رسد. دیگر ستون های تالار، در زمان اتابکان برای ساختن مسجدی در اطراف آرامگاه کوروش به آنجا منتقل شده بود که در حال حاضر به جای اصلی بازگردانده شده است. زیر ستون ها و سر ستون های تالار مرکزی از سنگ سیاه و قلمه ستون ها از سنگ سفید ساخته شده است. تالار مرکزی چهار درب دارد که به چهار ایوان کاخ مرتبط می شود. درب ها و ستون های ایوان ها از سنگ سیاه بوده اند. درب شمال غربی، با نقش پای انسان و عقاب، به ایوان 16 ستونی شمال غربی و درب شمال شرقی به بزرگترین ایوان که 48 ستون داشته مرتبط می شود. درب جنوب شرقی با نقش ترکیبی انسان، ماهی و گاو به یک ایوان 16 ستونی راه دارد. درب جنوب غربی با نقش پای انسان و حیوان به ایوان 28 ستونی راه دارد. ظاهراً این نقوش درب ها از سنن آشوری و دیگر ملل الهام گرفته است، اما ایرانیان به آنها معانی متناسب با روحیات و باورهای خود داده اند. در دو سوی این ایوان، دو اتاق وسیع قرار داشته است. در این کاخ قسمتهایی از سه جرز سنگی باقی مانده که بر بلندای جرز جنوبی یکی از کهن ترین سنگ نبشته های میخی بر آن حک شده است. این سنگ نبشته به سه زبان پارسی باستان، عیلامی و بابلی نوشته شده و متن آن چنین است:

«آدم کوروش خشایثی یه هخامنشی یه»

«من کوروش شاه هخامنشی( ام) »

کاخ دروازه

کاخ دروازه با وسعت 726 متر مربع در قسمت شرقی مجموعه میراث جهانی پاسارگاد واقع شده است که دروازه ورودی به مجموعه پاسارگاد بوده و همانندی زیادی با کاخ دروازه ملت ها در تخت جمشید دارد. این کاخ دارای یک تالار اصلی به وسعت 686 متر مربع است که تنها هشت ستون سنگی با ارتفاع تقریبی 16 متر داشته است. زیر ستون ها با ابعاد 2*2 متر و به شکل مکعب دو پله ای از سنگ سیاه ساخته شده اند که اکنون در پوششی از کاهگل حفاظت می شوند. وجود این زیر ستون های بزرگ نشان دهنده عظمت ستون های کاخ است که متأسفانه هیچ اثری از آنها بدست نیامده است. این تالار، دارای دو ورودی اصلی در سمت شمال غربی و جنوب شرقی و دو ورودی فرعی در سمت شمال شرقی و جنوب غربی بوده است. پیرامون کاخ، دیوار بلندی از کاهگل وجود داشته و دو اتاقک نگهبانی هم در نزدیکی ورودی های شمال شرقی و جنوب غربی پیش بینی شده است. ارتفاع درگاه ها 9 متر بوده است و که در حال حاضر تنها یکی از جرزهای درگاه شمالی برجای مانده است. بر این جرز، نقش انسانی با چهار بال در حال نیایش حک شده است. این نقش تنها سنگ نگاره تقریبا سالم موجود در بناهای پاسارگاد است.

سنگ نگاره ی انسان بال دار

سنگ نگاره انسان بالدار سالم ترین و زیباترین نقش موجود در بناهای پاسارگاد می باشد که دارای مفاهیم عمیق و اندیشه والای انسانی کوروش کبیر است. سنگ نگاره مردی را نشان می دهد با ریش انبوه کوتاه، ردای بلند و تاجی بر سر در حالی که چهار بال او را در بر گرفته اند رو به سوی مرکز کاخ دارد. عناصر تزئینی و هنری سنگ نگاره بسیار زیبا، چشمگیر و معنادار است. بر بلندای نقش تاجی زیبا است که روی شاخ های بلند و تاب دار یک قوچ حبشی قرار گرفته است، در حالی که دو مار کبرای پشت به هم کرده که هر یک گویی را به نماد خورشید بر سر دارند تاج را در میان گرفته اند. سه دسته گل نی بخش اصلی تاج را که هر یک گوی خورشید را بر فراز دارند و با پر شترمرغ احاطه شده اند تشکیل داده اند. انتهای این سه دسته گل را سه گوی بزرگ خورشید پوشانده است. بالها با ظرافت و زیبایی دو سوی مرد را در برگرفته در حالی که دو بال به سوی آسمان و دو بال به سمت زمین گسترده شده است. اندام این مرد با ردایی بلند و حاشیه دار پوشانده شده که مزین به گل های روزت است. دست ها یکی به سوی جلو و دیگری در امتداد بال به سوی بالا قرار گرفته اند در حالی که پاها عریان هستند. در ایجاد این نقش از هنر و فرهنگ های ملل مختلف آن روز الهام گرفته شده است. از جمله تاج که پیشینه ای مصری دارد، لباس بلند مرد که ایلامی است و بال ها که ریشه در هنر آشور دارد. به کارگیری هنر ملل مختلف در این سنگ نگاره برگرفته از اندیشه های والای انسانی کوروش است. هر قسمت نقش بیان کننده حضور نماینده ای از یک ملت است. کوروش با ایجاد این سنگ نگاره نوعی اتحاد و همدلی را میان مردمان سرزمین های مختلف با تفکر برابری انسان ها با هر رنگ، نژاد و زبانی به وجود آورد. بالای نقش برجسته تا سال 1243 خورشیدی، مزین به سنگ نبشته ای میخی سه زبانه بوده با مضمون «من کوروش شاه هخامنشی ام». اما پیش از سال 1256 خورشیدی این سنگ نبشته را از بالای نقش برداشته اند. مولانا ابوالکلام آزاد مفسر هندی و علامه طباطبایی، نقش برجسته انسان بالدار را با شخصیت ذوالقرنین (صاحب دو شاخ) که در قرآن مجید از او به عنوان پادشاهی جهانگیر و دادگر و نظرکرده یاد شده، یکی دانسته و بیان می کنند که ذوالقرنین یاد شده در قرآن همان کوروش بزرگ است.

برج سنگی – آرامگاه کمبوجیه (زندان سلیمان)

يکي از بناهای بسيار زيبای مجموعه پاسارگاد برج سنگی است که ساخت آن به اوایل دوره هخامنشيان برمیگردد که اکنون تنها يک ديواره از آن باقي مانده است. ارتفاع برج نزديک به 14 متر و قاعده آن 23/7 * 27/7 متر است که بر سکويي سه پله اي قرار گرفته است. ورودي بنا به سمت شمال غربي قرار داده شده و نزديک به 50/7 متر از سطح زمين ارتفاع دارد که با يک پلکان 29 پله اي به اتاق بالاي برج دسترسی داشته اند. این بنا از نگاه معماری و هنری یکی از شاهکارهای مهندسان و هنرمندان هخامنشی به شمار می آید. بلوکهای سنگی به گونه ای روی هم قرار گرفته اند که در برخی از ردیف ها به سختی می توان دو بلوک را از هم تشخیص داد. سنگهای به کار رفته در ساخت بنا از گونه سنگهای سفید مرمر نما است که از معدن کوه سیوند آورده شده اند. مقداری هم سنگ سیاه آهکی در پنجره های کور استفاده شده است. نمای دیواره دارای تعداد زیادی تو رفتگی مستطیل شکل است که احتمالا جهت زیباسازی یا در ارتباط با کارکرد بنا بوده است. 10 عدد گودي پنجره مانند که (پنجره کور) ناميده مي‌شده در دیوارهای آن در آورده شده و اين پنجره ها را با سنگ هاي سياه قاب گرفته اند. در مورد کاربری بنا نظرهای گوناگونی مطرح است. برخی آن را مقبره کمبوجيه پسر و جانشين کوروش مي دانند و بعضي هم آن را آتشکده يا نيايشگاه بشمار مي آورند و برخي نیز آن را (گنج خانه کوروش) خوانده اند که در آن اسناد و مدارک مهم دولت هخامنشی بایگانی می شده است. به احتمال زیاد این بنا با توجه نقشه و معماری آن کارکردی آیینی داشته است. نمونه ای از این بنا در نقش رستم با نام کعبه زرتشت وجود دارد که از روی این بنا الگوبرداری شده است. این بنا در دوره اسلامی به نام زندان سلیمان معروف بوده است.

تل تخت

تل تخت محل ارگ سلطنتی، متشكل از سنگ‌هاي مكعبي بزرگ به ارتفاع 15 متر، كه در حاشیة شمالی، جنوبی و غربی تپة بزرگ طبیعی به شكل سکويی عظیم چيده شده تا بناهای باشکوهی برفراز آن ساخته شود. در‌حقیقت تختگاه بر طبق سنت آن زمان، ارگِ سلطنتی پایتخت کوروش بزرگ بوده و او برای ساخت دیوارة تختگاه از ماهرترین معماران و سنگ‌تراشان سرزمين‌هاي تحت حكومت شاهنشاهی، یعنی هنرمندان سرزمین‌های لودیه و ایونی استفاده کرده است که به دليل درگذشت ناگهانی وي در 530 پیش‌از‌میلاد، ساخت ‌و ‌سازهای آن کامل نشده است. بر اساس شواهد، داریوش بزرگ فقط هشت سال پس از مرگ کوروش تغییراتی در نقشة اولیة ساختمان از جمله مسدود کردن دو پلکان بزرگ با خشت و تبدیل تختگاه به دژ یا گنج‌خانه ای بزرگ اعمال کرد که در حدود 200 سال بعد آن گنجينه را سربازان مقدونی به تاراج بردند. بررسی ها نشان دهنده ی این است که تختگاه تنها مکان در پاسارگاد است، که تا حدود 50 سال پس از فروپاشی حكومت هخامنشیان به صورت دژ و پادگان سربازان مقدونی ـ یونانی پا‌بر‌جا ماند. شاهد این ادعا دو گنجینة شاخص از سکه‌های سلوکی در سکونتگاهی است که در جريان شورش محلی در سال 280 پیش‌ از ‌میلاد به آتش کشیده شد و یک سده پس از آن به پادگان و دژ شاهان محلی پارس بدل شد، که خود را وارثان پادشاهان هخامنشی می‌دانستند. بر نمای دیوارة تختگاه و بلوک‌های سنگی آن، که وزن آن‌ها به شش تن هم می‌رسد، سنگ‌تراشان نشانه‌هايي به قصد مدیریت تقسیم کار به جا گذاشته‌اند که قرار بوده هنگام تکمیل نما تراشیده و محو شود. همچنین حفره‌های زیادی در دیوارة سکو و پلکان‌ها دیده می‌شود که بعد از فروپاشی سلسلة هخامنشی مردم بومی برای جدا كردن بست‌های آهنی سنگ‌ها ایجاد كرده‌اند.

پل سنگی

در 150 متری غرب “کاخ‌دروازه” بقایایی از یک پل سنگی در سال 1342 هـ.ش بدست آمده که حاکی از قرار‌گیری این پل برروی آبراهه‌ ای که ظاهراً از رود پلوار منشعب می‌شده‌ است می باشد. ساختار به دست آمده شامل دو دیوار جانبی از سنگ‌های آهكی و پنج ردیف سه ستونی در میان آن‌ها است. پل اصلی تقریباً مربع شکل و 95/15 سانتی‌متر عرض و در حدود 65/15 سانتی‌متر طول دارد و ارتفاع اولیه ستون‌ها براساس نظر استروناخ بیش از 2 متر بوده است‌. در مورد زمان ساخت این پل بر اساس اینکه هیچ ساختار كاملاً مشابهی با آن در محوطه بدست نیامده است، تاریخ دقیقی و جود ندارد و استروناخ نیز تاریخ مطمئنی برای آن ارائه نمی‌ دهد‌. اما اینگونه بیان می‌کند از آنجائیكه این پل در راستای (محوری ورودی کاخ دروازه R) ساخته نشده است به نظر می‌آید كه مربوط به اواخر دوران هخامنشی یا حتی بعد از آن باشد.

کاروانسرای مظفری

در نزديكی آرامگاه كوروش بنايی است مشتمل بر حياتی به وسعت 40/16*5/18 متر كه بصورت نامنظم از سنگ هاي سفيد ربوده شده از كاخ هاي كوروش ساخته شده و نيز ايوانی به پهنای 30/3 متر با جرز هاي سنگی نا منظم و چهار گوش با اتاق های كوچك و بزرگ در پشت آن درب بنا به سمت مشرق بوده سنگ هاي بنا را با ملات گچ به هم وصل كرده و در بعضی جاها حتي ملات هم بكار نبردند. در زمان سامی قسمتی از اين محل تعمير شده و بدفتر فنی سامی اختصاص داده شده بود ولي امروزه متروك می باشد. اطراف مسجد مادر سليمان قبرستان بوده حتی تا زمان معاصر (محمد رضا شاه پهلوی) هم در اطراف آ‌رامگاه مرده دفن می كردند كه بعضاً سنگ قبرهای با ارزش (از همان سنگ های كاخ ها) استفاده كرده اند، كتيبه هايی زيبا در بين آنها ديده می شوند اين سنگ قبر ها در حال حاضر در موزه هفت تنان ( موزه سنگ شيراز ) نگهداری می شوند.

مسجد اتابکی

در اطراف آرامگاه كوروش با فواصل نا منظمي (10 و 11 و12 متر) به طور متفاوت و بدون رعايت جهات و نكات معماری و مهندسی در ادوار اسلامی ستونهايی گزارده و آنجا را بصورتی در آوردند كه درب ورودی اين مسجد به سمت غرب بوده و روی آن اين كتيبه ديده می شده است:

« الاماره المسجد الجامع الملك العادل العالم المعيد…والاسلام المسلمين ملك سليمان سلغرسلطان سعدبن زنگي اتابك ناصر اميرالمؤمنين خلدالله سلطانه …عشرين…»

از مفاد نبشته بالا چنين مستفات می گردد كه مسجد در زمان فرمان روايی اتابك سعدابن زنگی (اتابكان فارس يا سلغيان) در اواخر سلطنت سلجوقيان سال 543 هجري به فارس آمدند و تا سال 686 در فارس فرمانروايی ميكردند، سنگ های ستونی اين مسجد را از دو قصر كوروش آورده اند بدين معنی كه ستون های سه ايوان شرقی و غربی را با ستون های قطور قصر بار وستون های ايوانی شمالی با ستون های باريك قصر اختصاصی كوروش ساخته گرديد. اين مسجد از نظر معماری قابل توجه نبوده اما از نظر فلسفی و آئينی بسيار اهميت داشته و نمودار احترامی بوده كه مردمان روزگار را به كوروش و آرامگاه او می داشته اند. در داخل اتاق آرامگاه، در سمت قبله، محراب كوچكی در زمان اتابك سعد زنگی، يعنی در سال 621ه.ق حجاری كرده اند قرون بر آن، تصوير شاخصی كه نشانگر قبله می باشد، همزمان با حجاری محراب، حجاری شده و در همان سمت قرار دارد و در حاشيه دور محراب چهار آيه اول سوره فتح با خط ثلث معمولی كنده كاری شده كه امروزه به راحتي قابل خواندن نيست.

محوطه مقدس

در 2400 متری شمال آرامگاه کوروش بزرگ محوطه ای وجود دارد که به دليل وجود دو پایه و یک سکوی مطبق سنگی مکانی آیینی در نظر گرفته شده است. پایه‌های سنگی، به ارتفاع تقريباً دو متر به فاصلة نه متری از یکدیگر قرار دارند و روی بستر سنگی نهاده شده‌اند. پژوهشگران بر اساس نمای آرامگاه داریوش بزرگ در نقش رستم در مورد كاربرد اين سكو‌ها نظر داده‌اند. در نمای آرامگاه، شاه بزرگ بر فراز سکویی ایستاده و در برابر آتشدانی نيايش مي‌كند که روی سکوی دیگري با کمی فاصله قرار دارد. پایة سنگی جنوبی پلکانی هشت‌پله دارد که احتمالاً محل بالا رفتن و ایستادن شاه و پاية دیگر، که بدون پله است، محل قرار دادن آتشدان بوده است. در 120 متری غرب سکوهای سنگی تختگاه چهارگوشي به اندازة 75 در 50 متر و با بلندی 5 متر از سطح دشت دیده می‌شود. کارکرد دقیق اين سکو روشن نیست، اما پيداست به مراسمي مذهبی مربوط بوده که در آن محل برگزار می‌شده است.

باغ شاهی

پردیس پاسارگاد سیمایی از یک باغ با طرح و سلیقه ایرانی را نشان میدهد که برای نخستین بار در فلات ایران یک نوآوری در ایجاد باغ های سلطنتی به شمار می آید و مادر باغ های ایرانی دوره صفوی و نیز باغ های شاهی هند است. گستردگی و طرح باغ پاسارگاد نشان از آن دارد که درختان گوناگون و گلهای رنگارنگ سرتاسر پردیس را فرا گرفته و مفهوم آن که به معنای بهشت است در پاسارگاد معنا یافته است. باغ شاهی با روش گردش آب در جوی های سنگی که به آب نما معروف است آبیاری می شده است. آب نماها جدای از آبياري پردیس، کارکرد تزئيني و زيبايي بخشي باغ را نيز به خوبي انجام مي داده است. در مسیر آب نماها حوضچه های چهارگوش سنگی با اندازه یک در یک متر قرار دارد. آب به آرامی درون جویها روان بوده و حوضچه ها نیز مایه آرامش آب و پالایش آن از گل و لای موجود در آب میشده است. دو سوی باغ دو کوشک طراحی و ساخته شده که از آنها برای آرمیدن و تماشای چشم انداز دل انگیز باغ استفاده می شده است. همه کاخها درون پردیس قرار داشته اند، به گونه ای که پیرامون هر کاخ گسترهای سرسبز و آرام بخش بوده است. آب مورد نياز باغ شاهي از جویهایی که از رودخانه پلوار جدا مي شده، یا از چشمه بناب فراهم مي شده است. تاکنون نزدیک به 1100 متر از آب نماهای باغ کاوش شده و از زیر خاک بیرون آورده شده است. باغ پاسارگاد در سال 1390 با شماره 001-1372 در میراث جهانی یونسکو به ثبت رسیده اند.

این مجموعه شامل سه بخش زیر می باشد.

  • آبراهه های باغ شاهی
  • کوشک ها
  • پل

آبراهه های باغ شاهی

آبراهه های شناخته باغ شاهي بيش از 1100 متر طول دارد. آنها نشان دهنده وضعيت اوليه گذرگاه ها و درختان و چمنزارها در باغ مي باشند. آبنماها بجز جنبه تزئيني و زيبايي بخشي، کار آبياري باغ را نيز به خوبي انجام مي داده است. باغ شاهي آب مورد نياز خود را از طريق انشعاب هايي که از رودخانه پلوار جدا مي شده تأمين مي کرده است.

آبنماهاي از دو قسمت تشکيل شده است:

جوي هاي عبور آب

حوضچه ها

در هر 5/9 تا 5/13 متر جوي يک حوضچه وجود دارد، که حوضچه ها در ابتدا عمل تقسيم آب و آرام کردن سرعت آب در مسير جوي ها را انجام مي داده است. ابعاد دهانه داخلي اين حوضچه ها 87 در 87 سانتيمتر و عمق آنها حدود 52 سانتيمتر است. عمق و دهانه جوي هاي سنگي حدود 25 سانتيمتر و لبه حوضچه ها و جوي ها حدود 15 تا 16 سانتيمتر است.

کوشک ها

کوشک‌ها نیز در مجموعۀ باغ‌شاهی به نوعی مکمل اب‌نما‌ها بوده و امروزه تنها بقایای کمی از آن‌ها در شرق و جنوب محدودۀ باغ مرکزی باقی‌مانده‌است. ساختار این دو کوشک به نوعی طرح ساده و خلاصه شده‌ای از نقشه کاخ‌های پاسارگاد و مرکز‌ثقل این محوطۀ خرم بوده و به تعبیری طرح دقیقی از منظره‌سازی و ادغام معماری با طبیعت می‌باشند.

این دو کوشک که به کوشک‌های A وB معروف هستند، به نظر می آید به همراه كاخ P ورودی‌های یك محوطه 300×‌250 متر مربع بوده اند كه همان باغ یا پردیس شاهی بوده است‌. كوشك A امروزه ساختاری عریان داشته و بازسازی ارائه شده توسط استروناخ بر مبنای تخمین است . بقایای كرسی كف شده اتاق مركزی 90/7 × 45/10 متر مربع مساحت دارد .

كوشك B كه در گزارش‌های قدیمی به ” كوشك باغ ” موسوم شده بود نیز در فاصله 120 متری شمال كاخ S قرار دارد این بنا كه از وضعیت بسیار بهتری نسبت به كوشك A برخوردار است دارای یك سكوی چهار گوش از سنگ های تراشدار به وسعت حدود 15/10 × 70/11 متر مربع است‌. این ابعاد شامل شالوده‌های احتمالی ایوان‌های ستوندار قرینه یكدیگر در پهلوهای شمال شرقی و جنوب غربی و دو طرف دیگر می‌گردد‌. در این بنای كوچك اتاقی سنگ‌فرش شده در بخش مركزی آن‌ها به ابعاد 10/10 × 60/11 متر‌مربع قرار داشته و دو در ورودی وسیع در دیوارهای عرضی بنا‌ها و در مقابل هم قرار دارد‌. كف‌ها نیز با سنگ‌های كم و بیش مستطیل شكل ساخته شده در نیمه جنوب غربی اتاق در رج‌های منظم چیده شده اند‌.

استروناخ تخمین می زند كه كوشک B فضایی به وسعت 24 × 21 متر مربع را اشغال می‌كرده، در حالی كه كوشك A در مجموع 75/19 × 21 متر مربع وسعت داشته است. همچنین با توجه به وسعت و با قرار گرفتن در مسیر اختصاصی‌، كه شاه بی تردید بین دو كاخ اصلی خویش می‌پیموده‌، کوشک‌ B بایستی از اهمیت خاصی برخوردار بوده باشد.

تنگ بلاغی

حد فاصل دشت پاسارگاد و دشت سعادتشهر، دره ای سرسبز و زيبا وجود دارد که بنام تنگ بلاغی معروف است. اين دره زيبا دارای يک رودخانه دائمی است که از روستای قصر يعقوب در شهرستان خرمبيد سرچشمه گرفته و پس از گذر پاسارگاد، تنگ بلاغی، دشت سعادتشهر و جلگه مرودشت به رودخانه کر می پيوندد.

وجود رودخانه باعث شده است که اين دره زيبا از قديم ايام مورد توجه انسان ها قرار گيرد. بر اساس اولين مطالعات باستان شناسي صورت گرفته در اين تنگه آثار متعددی از دوره پارينه سنگی ميانی تا دوره اسلامی شناسايي شد.

قديمی ترين اثر باستانی تنگ بلاغی مربوط به دوره ميانی پارينه سنگی با قدمت 250 هزار تا 100هزار سال قبل می باشد که به صورت تک يافته و محوطه باز (open site) در حاشيه رودخانه شناسايي شد. دومين دوره مربوط به دوره پارينه سنگی جديد و فرا پارينه سنگی می باشد که در اين راستا بيش از 40 غار و پناهگاه در کل تنگ بلاغی شناسايي شد، که دارای دست افزارهای شاخص اين دوره می باشد (از اين دوره به بعد شاهد تسلسل دوره های پيش از تاريخی و تاريخی در تنگ بلاغی می باشيم). پس از اين دوره انسانها آرام آرام غارها را ترک کرده و وارد اولين روستاهای پيش از تاريخ منطقه شده اند (دارای فرهنگ های مشکی و جری مربوط به هزاره ششم و پنجم ق. م {نام اين دو فرهنگ از نام تپه های مشکی و جری در دشت مرودشت گرفته شده است) در همين راستا دو محوطه تپه رحمت آباد و محوطه پوزه سرخ (نام محل) يا محوطه 73 مورد شناسايي قرار گرفت که دارای سفالهای شاخص اين دوره می باشند. چند محوطه ديگر از دوره های پيش از تاريخ شامل (فرهنگهای باکون a,b و لپويي مربوط به هزاره چهارم و سوم ق.م ) شناسايي و مورد کاوش قرارگرفت.

پس از دوره پيش از تاريخی آثار خاصی به مدت هزار و پانصد تا دو هزار سال (دوره فترت) تا دوره هخامنشي شناسايي نشد. از دوره هخامنشي آثار متعددی همچون کنده کاريهای موسوم به دختر بر(در سمت شرق و غرب رودخانه)، چندين محوطه (شامل کاخ و قلعه و روستا) شناسايي شدند که دارای اهميت بسيار زيادی در روشن شدن وضعيت زندگی مردم در دوره هخامنشي در تنگ بلاغی می باشد.

از دوره فرا هخامنشي و اشکانی، چندين نوع تدفين شامل قبور توده سنگی (خرفخانه)، قبور خرسنگی (با توجه به استفاده از سنگ های بزرگ در ساخت اين قبور، با اين نام معرفی شدند) قبور درون غارهای کوچک و بزرگ و قبور درون شکاف های طبيعی کوه شناسايي شد. علاوه بر اين يک مرز سنگچين بزرگ در تنگ بلاغی و کوه های مجاور آن و دشت پاسارگاد شناسايي شدکه با توجه به قرار داشن گورهای توده سنگی در داخل و يا کنار آن، احتمالاً مربوط به دوره اشکانی می باشد.

پس از دوره اشکانی، دوره ساسانی در تنگ بلاغی دارای آثار ارزشمندی می باشد که توسط هيات مشترک ايران ـ لهستان مورد کاوش باستان شناسي قرار گرفت. در اين راستا يک محوطه استحصال شيره انگور و يک کارگاه ذوب فلز شناسايي شد که دارای سفال شاخص اصطخر (اواخر ساسانی ـ اوايل اسلام) با نقش استامپی شناسايي شد.

آثار دوره اسلامی تنگ بلاغی شامل گورستان شهدای مار (محوطه 85) دارای سنگ قبرهای ساده ای بر روی سنگ های طبيعی با خطوط نسخ و ثلث می باشد که مربوط به دوره صفويه به بعد است. علاوه بر اين يک کوره ذوب فلز از اين دوره و تعداد زيادی کومه کره های عشايري(آغل موقّت) شناسايي شد.

تيمهای باستان شناسي از ايران به همراه تيم هایی از کشورهای مختلفی نظير ايتاليا، آلمان، لهستان، ژاپن، فرانسه و امريکا به صورت مشترک تعدادی از محوطه های مهم تنگ بلاغی را مورد کاوش قرار دادند.

علاوه بر آثار ارزشمند تاريخی، تنگ بلاغی دارای درختان کهنسال بنه (پسته کوهی) می باشد که عمر برخی از درختان آن به بيش از هزار سال می رسد. علاوه بر اين، تنگ بلاغی همه ساله به عنوان يکی از مراتع سر سبز، مورد توجه عشاير منطقه مانند طایفه های: کردشولی و باصری (علی شاه قلی و لب موسي و ننه عربی) بوده است که فصل بهار را در آن سپری می کنند.

چشمه ابوالمهدی

چشمه ابوالمهدی در 18 کیلومتری جنوب غرب سعادت شهر (حد فاصل سعادت­شهر ـ سیوند) واقع شده و وسعت آن حدود 40 هکتار است. این مکان به دلیل وجود چشمه دائمی، مکانی سرسبز و پوشیده از درختان سر به فلک کشیده همراه با پوشش گیاهی مناسب یکی از جاذبه های طبیعی شهرستان و محل مناسبی برای گذران اوقات فراغت و تفریح مسافران می باشد.

تنگ پیر چوگان

در یازده کیلومتری جنوب شرقی سعادت شهر در حد فاصل روستای علی رسیده و مرکز آموزش کشاورزی علی آباد تفرجگاه زیبایی به نام تنگ پیر چوپان قرار دارد که پس از پیروزی انقلاب اسلامی به تنگ الله اکبر تغییر نام پیدا کرده است. وجود جاده آسفالته تا ابتدای این تنگه سبب گردیده است که دسترسی به آن برای گردشگران آسان باشد. پوشش گیاهی این منطقه درختان انبوه بنه، بادام کوهی، گون، تنگرس، ارژن و… می باشد که در فصل بهار پوشش گیاهی با گل های با طراوت سفید و بنفش جلوه ای خاص به آن داده است. چشمه جاری از سرشاخه های تنگه و دامنه وسیع کوه­های سر به فلک کشیده در مسیر نیز جلوه ای زیبا به آن بخشیده است.

جنگل چاه بید

جنگل چاه بید در فاصله 2 کیلومتری غرب روستای ابوالوردی به سمت گردنه خرسی در بخش پاسارگاد واقع شده است که وجود دو چشمه به نام چاه بید و چشمه خرسی به سرسبزی و جذابیت آن افزوده است. عمده درختان این جنگل بنه، بادام کوهی و ارژن است.

تفرجگاه سرپنیران

این تفرجگاه از فاصله 9 کیلومتری شمال شرق سعادت شهر آغاز می شود و تا عمق 35 کیلومتری جنگل های انبوه گود بنه ادامه دارد. راه دستیابی به آن بلافاصله بعد از خروج از تنگه سعادت شهر در سمت راست جاده اصلی قرار گرفته که وجود جاده آسفالته روستاهای سرپنیران امکان دسترسی به مناظر طبیعی تا جنگل های انبوه گود بنه و تنگ اشکن را فراهم کرده است.

باغ قوام

این باغ به مساحت 12 هکتار با قدمت80 سال در شمال شرق سعادتشهر قرار دارد. صاحبان این باغ ابتدا خاندان قوامی بودند. نقشه این باغ توسط یک ایرانی تحصیل کرده خارج طراحی و توسط یک باغبان خوش سلیقه اصفهانی پیاده شده است.در محوطه باغ ،ساختمانی زیبا به شکل کاخ وجود دارد که قدمت آن بالغ بر 73سال می باشد. در روبروی باغ استخری بزرگ احداث گردیده که آب آن از قنات که مظهر آن چند کیلومتر بالاتر در سمت چپ جاده شیراز- اصفهان واقع شده است،تامین می شود و علاوه بر آبیاری درختان مثمر باغ ،زراعت های موجود را سیراب می کند.

در جنب ساختمان انواع و اقسام گل هایی از جمله گل آهار،مریم گلی،تاج خروس،گل داوودی،گل جعفری،شمعدانی و رز وجود دارد و محوطه چمن کاری شده در فصول سال زیبایی خاصی به محیط این باغ داده است. علاوه بر محوطه ای که توسط شمشاد پوشش داده شده هفت اصله درخت گردو با عمر83سال و 1500 اصله درخت انار و بیش از100 اصله درخت خرمالو و42 اصله درخت سیب وجود دارد. طرح این باغ به صورت چهار قسمتی بوده که توسط درختان چنار به چهار قسمت تقسیم شده که قسمت اعظم شمال غربی دارای درختان انگور،قسمت شمال شرقی دارای درختان انگور و بادام و قسمت جنوب شرقی دارای درختان انار و امارت و درختان گردو و خرمالو در سمت جنوب غربی قرار دارد. منبع تغذیه آب رشته قنات شرف آباد است که مادر چاه آن از کنار کوهی موسوم به تابه سنگ سرچشمه و مظهر آن در کنار کوه قصر دختر در 3 کیلومتری شمال باغ قرار دارد و با یک جوی آب به باغ و باغهای زیر دست هدایت می شود. متاسفانه حدود سه چهارم باغ در سال های اخیر بر اثر عدم رسیدگی و بی آبی خشک شده و اراضی آن تغییر کاربری از باغ به کشاورزی داده شده است.

این باغ فعلا در اختیار شهرداری قرار دارد و قسمت امارت را تبدیل به پارک نموده است ولی امارت آن همچنان پا برجا و محیط پیرامون آن چمن کاری شده است.

بقعه شاه مردان

این بقعه در فاصله یک کیلومتری جنوب جاده شیراز- اصفهان و جنوب غربی روستای جیسقان واقع شده است و مردم ارادت ویژه ای نسبت به آن نشان می دهند. در مورد علت نامگذاری و قدمت این بقعه اطلاع دقیقی در دست نیست. این بقعه داخل تنگه ای واقع شده است که بالای آن آبی به صورت قطره قطره سرازیر است و به آب چیک چیکو معروف می باشد. از جمله نقاط دیدنی آن غار تودرتو و پرپیچ وخمی است که به چله خانه معروف است.

امامزاده سلطان سید حمید (ع)

این بقعه بین دو روستای نعیم آباد و کته میان از دهستان سر پنیران واقع شده است که سنگ نوشته هایی به خط میخی در آنجا موجود است.

امامزاده کرم

این بقعه در مسیر جاده اصفهان ـ شیراز بعد از روستای قوام آباد واقع شده است و قبوری از دوران قدیم در آنجا قرار دارد که نقوش بر جسته ای از خط عربی و کوفی بر روی سنگ های آن باقی مانده است. نقل می کنند که امامزاده عقیل برادر شاهچراغ(ع) و فرزند موسی بن جعفر (ع) است که از عربستان وارد ایران شد و به شهادت رسید.

امامزاده حسین

این بقعه در مسیر اصلی جاده شیراز ـ اصفهان و در شمال شرقی سعادت شهر قرار دارد. مقبره یکی از نوادگان سید الساجدین(ع) امام زین العابدین است که وجود باغ قوام و پارک شهر در مجاورت آن نیز موجب جلب توجه مسافران و زائران شده است. همچنین مدفن شهدای گلگون کفن سعادت شهر اهمیت این بقعه را چندین برابر نموده است. هر سال مردم نذور خود را در قالب دیگ جوش در کنار این امامزاده انجام می دهند.

سوغات و صنایع دستی شهرستان پاسارگاد

شهرستان پاسارگاد با توجه به قرارگیری در مجاورت دو قطب بزرگ گردشگری استان (تخت جمشید و پاسارگاد) از موقعیت منحصر به فردی برخوردار می باشد. لذا به جز آثار فاخر و چشمگیر تاریخی این شهرستان دارای مناطق طبیعی گردشگری بسیار از جمله چشمه ابوالمهدی، تنگ پیرچوپان، تنگ بلاغی، جنگل های گودبنه، جنگل چاه بید و … می باشد که با توجه به پتانسیل های موجود و وجود گردشگران داخلی و خارجی می توان در در رونق بخشیدن به صنعت اکوتوریسم، جهت ارتقا سطح اقتصادی، معیشتی و فرهنگی منطقه و مردم استفاده نمود. همچنین وجود و پویایی صنایع دستی و هنرهای دستی مردان و زنان منطقه شامل دستباف های عشایری مانند گلیم، گبه، قالی، جاجیم و هنر سنگ تراشی و غیره نیز می تواند در صورت توجه ویژه به صنعتی جهت اشتغال زایی و رونق اقتصادی منطقه تبدیل گردد.

از زمان کشیدن نخستین تصاویر بر دیواره غارها، روزگاری دراز می گذرد. از همان سرآغاز تاریخ، طرحهای خام و مبهمی که در مغز انسان شکل می گرفت، همه نشان از تلاش ها و بی قراری های روح او برای گریز از ظلمت و تباهی های زمانه داشت. در پیوستگی تاریخ، از دوران گذشته تا حال، این نیاز در هر دوره ای به نوعی جلوه گر شده است و هنر مند با دم های غنیمت عمر و لحظات گذرای زندگی خویش، همواره خاطرات لذت بخش را زنده ساخته، آنرا آراسته، پیراسته و بلاخره اثری را بجای نهاده که یادآور تأثرات او از نمایش های هستی است. این در حالی است که صنایع دستی طی سالیان متمادی، چه در دوران رونق و شکوفائی و چه در دوره های رکود، هنگامی که با توسعه صنعت گردشگری همراه بوده سهم شایسته و در خور توجهی در اقتصاد کشور و معرفی هنر ناب و خالص ایرانی و نهایتاً زندگی اقتصادی و حیات فرهنگی ما داشته است.

فرش (قالی)

هنر و صنعت بافندگی پاسارگاد در وهله نخست، هنری عشایری و در وهله دوم هنری روستایی است که وابستگی به عشایر دارد. این «هنر- صنعت» به طور عمده به دست زنان انجام می شود. به طور کلی تولید دستبافته ها از مرحله ابتدایی تا آخرین مرحله به دست زنان صورت می گیرد. دار قالی عشایر این منطقه مانند سایر عشایر افقی است و بافنده برای بافتن بر روی زمین می نشیند. بیشتر دارهای روستایی نیز افقی و گاه عمودی است. علت استفاده عشایر از دار افقی به این دلیل است که با زندگی کوچ نشینی آنها هماهنگی داشته و حمل آن بر پشت چارپایان به سهولت انجام می گیرد. فرش ها معمولاً به طریق «ذهنی بافی» بافته می شود. این نقشه های ذهنی نوعی بازآفرینی سنتی است که از نسل های پیشین به امروزیان رسیده است. بافندگان ایلی همان نقوش را تکرار می کنند بدون آنکه از نقشه استفاده کنند. از این رو معمولاً هیچ دو فرشی کاملاً و عیناً شبیه یکدیگر نیست. بافندگان تازه کار از سرمشق هایی کمک می گیرند که «حور» نامیده می شود. بافندگان این سرمشق ها را که یک یک نقش مایه ها و نگاره های اصلی بر آن بافته شده است، «دستور» می گویند. رنگ قالی ها کاملاً به سلیقه و خواست بافنده ارتباط دارد. قالی های پاسارگاد اکثراً نرم و تا اندازه ای ظریف و نازک هستند و وجه تمایز آنها با سایر فرش ها نیز همین صفات است. گره در قالی های فارس و پاسارگاد هم به صورت متقارن (ترکی) و هم به صورت نامتقارن (فارسی) استفاده می شود.

گلیم

در شهرستان پاسارگاد تولید گلیم توسط زنان و دختران عشایر ساکن و کوچ رو انجام می شود. برای بافت گلیم معمولاً از نقشه استفاده نمی کنند. نقشه ها ذهنی هستند و معمولاً از طرح هایی استفاده می شود که از نسل های گذشته به حال انتقال یافته و تغییرات جزیی در همان چهارچوب آداب و رسوم موجود در منطقه است. البته در سالهای اخیر با راه یافتن گلیم بافی به مناطق شهری و روستایی استفاده از نقشه تا حدودی درگلیم بافی رایج شده است. گلیم گل برجسته یا گلیم سوزنی از بافته های خاص منطقه فارس و نیز عشایر پاسارگاداست. این بافته شباهت به گلیم دارد با این تفاوت که قسمت هایی از آن به صورت پود پیچی بافته می شود و به شکل برجسته در روی کار نمایان است. برای رنگرزی نخ های پشمی مورد مصرف در پود گلیم از رنگهای گیاهی یا رنگهای شیمیایی استفاده می شود. رنگهای طبیعی به واسطه دوام زیاد، متناسب بودن با مواد اولیه مورد استفاده در بافت زیراندازها و حالت زیبا، مخملی و دل نوازی که به بافته ها می بخشد درمقایسه با رنگهای شیمیایی (حتی رنگهای کاملاً ثابت شیمیایی) از رجحان و برتری برخوردار است.

گبه

گبه نوعی قالی گره بافته است با پرزهایی بلند که حداقل یک سانتی متر و پودهای متعدد (بین 3 تا 8 پود در هر ردیف) و معمولاً درشت بافت است. این بافته معمولاً در ایلات و عشایر جنبه خودمصرفی دارد. نقش های لچک ترنج, ستاره, نقش خشتی, نقش حیوانات مختلف و … نیز در گبه بافی کاربرد دارد. گبه های عشایر تمام پشم هستند و تار آنها نیز پشمی است. اندازه گبه متفاوت است. معمولاً اندازه 100×200 یا 200×115 سانتی متر متداول تر است.

جاجیم

از بافته های عشایر جاجیم است که برای پوشاندن رختخواب و اثاثیه درون چادر استفاده می شود از این رو به آن «پوشن» نیز می گویند. جاجیم های کوچک به عنوان روانداز نیز کاربرد دارد. جاجیم به رنگهای مختلف بافته می شود و رنگ های روشن در بافت آن بیشتر به کارمی رود. معمولاً تار و پود آن هم رنگ است. نقوش جاجیم که برای تزیین آن به کار می رود عبارتند از: نقش شطرنجی، نقش آینه کگل، نقش کنگره، نقش موازی، نقش حوض، نقش مدخل، نقش لوزی و… . جاجیم های گل برجسته معمولاً زمینه ای روشن دارند و نقوش آنها دارای رنگهای متنوع و ترکیبی از نقوش گلیم و قالی است. بافت آن از تار و پود پشمی یکرنگ است. ابعادش معمولاً همان ابعاد گلیم و ابزار کار و حتی نحوه چله کشی این بافته دقیقاً همانند گلیم است

رند

رند، نوعی گلیم بسیار ریزبافت و ظریف منطقه فارس است که به آن سوزنی هم می گویند. این بافته فرش مانند از کارهای زیبای عشایر است. شیوه بافت آن مانند ورنی و شیرکی پیچ به طریق پودپیچی است. این بافته که مانند سایر بافته های ایلی بر روی دار افقی بافته می شود جنبه خودمصرفی دارد و به علت وقت گیر بودن در مناطق ایل بافته می شود. در این نوع بافته به علت پودپیچی به دور تارها و استفاده از پود نازک و قطع نکردن پودهای اضافی، بافته ای که به دست می آید یک رو و درشت کار بوده به طوریکه می توان پودهای اضافی را دید. رنگ این نوع بافته معمولاً تیره و روشن و نقوش آن همان نقوشی است که در قالی و گلیم به کار می رود.

سیاه‌ چادر

سیاه چادر نوعی چادر است که از موی بز سیاه و توسط زنان عشایر بافته می‌شود. عشایر در ییلاق و قشلاق مکانهای معینی برای اقامت دارند که معمولاً در زیر این سیاه چادرها زندگی و استراحت می‌کنند. سیاه چادرها همواره از موی بز بافته می‌شوند و این به چند دلیل مهم است. اول آنکه موی بز خاصیت بسیار مطلوبی برای حفظ آب در مواقع بارندگی دارد و معمولاً آب باران از جداره آن عبور نمی‌کند. دوم آنکه موی بز در دسترس و ارزان تهیه می‌شود. هر خانواده معمولاً ۲۰ الی ۵۰ رأس بز دارد که از موی بزها برای تهیه سیاه چادر استفاده می‌کنند. سومین خاصیت موی بز سبک بودن آن است و نسبت به چادره‌های برزنتی جمع آوری و حمل آن راحت تر است. در تابستان در روزهای آفتابی، استراحت کردن در زیر این سیاه چادرها لذت بخش است. نام مسکن عشایر آلاچیق است که از دو بخش تشکیل می‌شود. بخش بالایی چادر (سقف آن) سیاه‌چادر نام دارد و از موی بز بافته می‌شود. هر سیاه چادر از چند «لت» تشکیل می‌شود. و هر «لت» نواری بافته شده از موی بز سیاه است. در حقیقت «لت» تکه‌ای از سیاه چادر است. زنان «لت»ها را که به شکل یک نوار بافته شده‌اند را به وسیله دستگاهی سنتی در محل زندگی خود می‌بافند. عرض بین ۴۰ تا ۶۰ سانتی متر است و طول آن گاه ۶، ۱۰ و یا ۱۵ متر است. زنان پس از بافتن «لت»ها آنها را از دو طرف به هم می‌دوزند تا کم کم به شکل سیاه چادر در آید. بخش دیگر دیواره جانبی است که چق (یا چیت) نام دارد و از ترکیب نی و موی بز ساخته می‌شود.

سنگ تراشی (حجاری)

حجاری از جمله هنرهای بسیار قدیمی كشورمان می باشد كه در اكثر مناطق ایران رواج داشته ولی در سالیان اخیر بواسطه حضور دستگاه های صنعتی، شیوه سنتی آن كم رونق شده است. سابقه این هنر نیز در فارس و شهرستان پاسارگاد قدمتی دیرینه دارد. کنده کاری بر روی سنگ و حجاریها و مجسمه های عظیم بسیار زیبا و قدرتمند در تخت جمشید و پاسارگاد و نقش رستم باقیمانده از دو هزار و پانصد سال پیش و همچنین آثار دوره اشکانیان و ساسانیان بیانگر عظمت و اهمیت این حرفه در فارس و پاسارگاداست که با ورود اسلام به ایران و منع مجسمه سازی و پیکرتراشی به گونهای دیگر یعنی در قالب کنده کاری نقوش اسلامی منجمله نقوش اسلیمی، گل، پرنده و حیوان درنما، بدنه و سرستون مساجد و بقاع متبرّکه و همچنین کاخها و عمارتهای مجلّل خودنمائی میکند و در این میان حجّاری خطوط، بخصوص خطوط اسلامی مانند کوفی و نسخ و ثلث شامل آیات قرآنی و ادعیه و همچنین جملات عبرت آموز و اشعار بزرگان علم و ادب با خطوط ایرانی بخصوص نستعلیق همراه با نقوشی از پرنده و انسان و گل و درخت و حیوان اهمیت بسیار زیادی پیدا میکند. سنگ مناسب پس از انتخاب در اندازه مورد نیاز برش داده شده و پس از آن طرح اولیه بر روی آن پیاده می شود و سپس با قلم تخت فضای مثبت (طرح) دورگیری و فضای منفی تراش داده شده و خالی می گردد. سپس خود كار (طرح) شكل دهی و پرداخت می شود.

خورجین سنتی ایرانی از بافته‌های عشایر

خورجین به زبان پارسی میانه بارجامک نوعی کیسه‌است که بر پشت حیوانات باری به منظور قرار دادن بار در آن گذاشته می‌شود. خورجین‌ها معمولاً از دو جوال تشکیل شده‌اند که که نیمی از دهانه هر دو را به هم می‌دوزند. خورجین در حمل و نگهداری اشیاء نفیس و قیمتی به ویژه در مواقع کوچ مورد استفاده عشایر قرار می‌گیرد و تقریباً حکم صندوقچه را دارد. خورجین‌ها جزو جهیزیه دختر عشایری هم به‌شمار می‌آیند. گونه‌ای از خورجین نیز در دوچرخه‌سواری کاربرد دارد که به نام خورجین دوچرخه شناخته می‌شود. خورجین از دست‌بافت‌های بی‌گرهٔ عشایر است که توسط زنان بر روی دارهای افقی و معمولاً از نقوش سنتی انتخاب و بافته می‌شود.

جل اسب

یكی از دست بافته های زیبا و عشایری “جــُل اسب” نام دارد. جــُل، دستبافته ای است كه به منظور تزیینات اسب و شتر تهیه می شود. جُـــل اسب هم نقشِ گرم نگاهداشتن و عرق گیر اسب را دارد و هم جنبه تزیینی و تشریفاتی كه در مورد شتر، مورد تزیینی دارد. بدنه اصلی جُـــل،‌ یك مستطیل است كه دو دستك به آن وصل شده كه این دستك ها، پشت اسب را می پوشاند. تفاوت جُــــل اسب با جُـــل شتر درآن است كه جُل شتر بزرگتر از جُــل اسب می باشد و توسط دو قطعه پارچه به یكدیگر دوخته شده تا كوهان شتر از آن بیرون بماند. به طور كلی در بیشتر مناطق ایران جُل اسب و شتر با اشكال و تزیینـات گوناگون تولید می شود و به صورت گلیم، قالی، جاجیم، و سوزنی تهیه می گردد.

برخی از روستا های مهم شهرستان پاسارگاد

* روستای قوام آباد:

آثار باستانی این روستا: مهم ترین اثر باستانی این روستا، کاروانسرای عباسیان می باشد که نزد همه مرم ایران ناشناخته مانده است. دیگر آثار باستانی امامزاده عقیل (سلطان کرم)، رودخانه سیوند که در حال حاضر رو به خشکی و بی آبی می باشد. مزارع و باغ های سرسبز روستا و مسجد ابوالفضل (ع) روستای قوام آباد می باشد.

* روستای علی آباد کمین:

علی آباد کمین، آبادی ای است واقع در شهرستان پاسارگاد در دامنه ی زاگرس جنوبی؛ با آب و هوایی سرد در زمستان ها و نیمه گرم در تابستان در استانی که قدیما آن را پارس می گفتند و امروزی ها «فارس» می گویند. با کوچه باغ هایی به وسعت رویا و مردمانی خونگرم .

از شمال شرق و شرق آغوش به باغستان های انگور و انار و بادام و گردو گشوده و از غرب و جنوب غرب دل به خرمن های گندم و ذرت و جو داده. گاهی هم که خسته و غمگین می شوی و پشت سرت را نگاه می کنی، جنگل است و جنگل است و جنگل. گرداگردت را هم که کوهساران زاگرس فراگرفته: کوهساران سپید پوش در زمستان. رشته قناتی هم همچون شاهرگی جان بخش، آب زندگانی به دل تفتیده ی باغساران و و گندمزاران می رساند.

گذشته ای پر داستان دارد و مردمانی دلبسته به آن. از گذشته می گویم. از علی آباد در گذار روزگاران. از نوروز و محرم. از سور و شیون؛ از لهجه ی زیبایمان می گویم.جادوی بهار و خزان باغستان. عطر سقز و دود هیزم های بنه و کباب. از باغ کندن و چای قند پهلوی نیمروزی می گویم.از تو می گویم. از خودمان.

برچسپ ها:, , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

ارسال نظر

One thought on “شهرستان پاسارگاد

  1. شهرستان ارسنجان | ارسنجان از استان فارس | جاهای دیدنی ارسنجان | فاصله ارسنجان تا شیراز

    […] غرب به پاسارگاد و مرودشت، از شرق به نیریز، از شمال به منطقه سرپنیران و […]

    3 هفته قبل پاسخ

افزودن یک نظر